دیروز سه تا مکان قرار بوده بچه ها رو ببرن ...قلعه کریمخان - موزه ی پارس و موزه ی تاریخ طبیعی ...
اولین جایی که رفتند موزه ی تاریخ طبیعی بود .از اونجایی که این بچه ها از دیدن جانور سیر نمیشن تا ساعت یازده و نیم گیر موزه ی تاریخ طبیعی بودند و بعد هم به ارگ کریمخان رفتند و ظاهرا موزه ی پارس به نوبت بعد موکول شد !
در نتیجه در این برنامه از مادر یادی نشد !
امروز قرار است دنا به همراه بچه های مهدکودک به بازدید ارگ کریمخان و موزه ی پارس بره . قرار شده موزه ی پارس جای منو خالی کنه و از مادر یاد کنه ...
تا بیاد ببینم چطور جای منو خالی کرده ؟!...
امیرعلی چند روز پیش سرش شکسته بود و ما به عیادتش رفتیم . قبل از رفتن دنا رفت و یک هدیه آورد و گفت این هدیه برای امیرعلی .
لازم به توضیح هست که این هدیه رو یکی دو ماه پیش دنا از بین کتاب هاش انتخاب کرده بود و دور آن کاغذ کادو پیچیده بود و توی این یکی دو ماه اصلا بازش نکرد و منتظر یک فرصت بود که با عیادت امیرعلی یکی شد.
دنا اصلا برای دیدن سر باند پیچی امیر علی آمادگی نداشت و یکهو جا خورد . فوری هدیه رو دست امیرعلی داد . کنار ایستاد و با چشمای مضطرب به امیرعلی نگاه می کرد .من هم اصلا یادم نبود چه کتابی رو کادو گرفته و همش در حین اشتیاق امیرعلی نگران بودم دنا کتاب خوبی رو براش آورده باشه .
کادو که باز شد هر دوشون خوشحال شدند و خندیدند اما دنا هنوز چشم از سر باند پیچی امیرعلی برنداشته بود ...
پ.ن۱ : کتابی آموزشی در مورد محیط زیست و کوهستان بود .
پ.ن۲: از سلیقه ی دنا در انتخاب کتاب خوشم اومد .![]()
دیشب امیر علی عزیز یک کرم ضد آفتاب کودکان و یک مداد به دنا هدیه داد ! ودنا چقدر این هدیه رو دوست داره ...از خودش جدا نمی کنه ...اولین باری ست که لوازم آرایش هدیه گرفته !
ممنون امیر علی مهربان من !
مشق دومْ ْ ْ ْ دایره های کوچک و مشق سوم / / / بود .از دقت دنا بی نهایت لذت می برم .
و اینکه هر شب بعد از نوشتن مشق هاش به ستاره هایی که فردا خانم معلم توی دفترش می زنه فکر میکنه خیلی شیرینه !